
نوید و پونه

اشعار عاشقانه

غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن
ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن
دلم دنیای زخمه مرحمم باش
ز درد بی کسی قلبم ش

دلم دنیای زخمه م
ز درد بی کفهميدي عشق راچه مشکل کردند
مارا از درون خود غافل کردند
هيچکس فکر کبوترها نيست
سهراب بيا که اب ها را گل کردندسی ق
دلم دنیای زخمه مرحمم باش
ز درد بی کسی قلبم شکسته
به شهر بی کسی ها همدمم باش
لبم شکسته
به شهر بی کسی ها همدمم باش
کسته
به شهر بی کسی ها همدمم باش



کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد
یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را

یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد 
دیدن روی تو ای شیرینم می کند شاد دل غمگینم
دوستت آتش خاموشی نیست
قصه ی سرد و فراموشی نیست
آرزوهاش چو رویائ بود زندگانیش چو دریائ بود
جثه اش کوچک و دل محکم بود
به لبش خنده و در دل غم بود
زندگی چشمه ی خورشید نبود
لیک با این همه نو مید نبود
نه دلی سوزاند نه بال و پری
نه بخندید به چشمان تری 









عشق من عمر من جون من فرناز جون

خوش اومدین خوش اومدین

چرا وایسادین بیاین وسط ااااااااااااااااااااااااااااا
ماشالله

ایول دست دسسسسسسسسسسسست
دسسسسسسسست دست
ای یار به جهنم که مرا دوست نداری از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری
اگر روزی بری و یار بگیــــــــــــــــــــری الهی تب کنی فرداش بمــــــــــیری
الهی سرخک و اوریون بگیـــــــــــــری تب مالت و فشار خون بگیــــــــــری
اگر بردی از این ها جان سالــــــــــــم الهی درد بی درمان بگیـــــــــــــــری
الهی تو بمیری من بمانـــــــــــــــــــم سر قبرت بیام قرآن بخوانــــــــــ
ای یار به جهنم که مرا دوست نداری از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری
اگر روزی بری و یار بگیــــــــــــــــــــری الهی تب کنی فرداش بمــــــــــیری
الهی سرخک و اوریون بگیـــــــــــــری تب مالت و فشار خون بگیــــــــــری
اگر بردی از این ها جان سالــــــــــــم الهی درد بی درمان بگیـــــــــــــــری
الهی تو بمیری من بمانـــــــــــــــــــم سر قبرت بیام قرآن بخوانـــــــــــــــم




دوستت دارم

عشق من بدون تو دنیا برام جهنمه

بگو که دوستم داری تا یه غزل جون بگیرم

بگو که دوستم داری اگه نمیخوای بمیرم
بگو که دوسم داری دوسم داری دوسم داری



بگو که دوسم داری دلت فقط منو میخواد 
عشق من بدون توهیچی قشنگی نداره

دل من بدون تورویای رنگی نداره
عشق من با توفقط منظره ها دیدنین

گلاازروگونه ی قشنگ تو چیدنین
عشق من ازدل من بگوخبرداری بگووو

بگو که عاشقمی تنهام نمیذاری بگوو
بگو من چیکارکنم بازم برای دیدنت 
نمیدونم چی میشه لحظه ی رسیدنت

وقتی به یاد تو دل من تنگ می شود
عالم به روی سینه ی من سنگ می شود
من پای یک غزل به تماشا نشسته ام
از بخت بی ثبات فاصله فرسنگ می شود
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعنب ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظهها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
بنام تك نگارنده ي هستي بخش آسمان و زمين
پس از آن غروب رفتن اولين طلو ع من باش
من رسيدم رو به آخر تو بيا شرو ع من باش
شب و از قصه جدا كن ***چكه كن رو باور من ***خط بكش رو جا ي پاي
گريه هاي آخر من
اسم تو ببخش به لبهام ، بي تو خاليه نفسهام
خط بكش رو باور من ، زير سايه ها ي دستام
خواب سبز رازقي باش ** عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب ** تو طلو ع زندگيم باش
من پر از حرفه سكوتم ، خاليم رو به سقو طم ، بي تو و آبي عشقه ، تشنه ام رو به سقوطم
نمي خوام آشفته باشم *** آرزويه خفته باشم
تو نزار آخر قصه حرفمو نگفته باشم
دوستدار تو نويد
الهي نسوزي تو گفتي بسوزم گذاشتي كه هر شب برم چشم بدوزم
من از گريه هر شب يه دريا مي سازم همه زندگيمو به چشمات ميبازم
صدايه دلم رو تو نشنيده رفتي خرابه تو گشتم كلامي نگفتي
تو را ميسپارم به دست خدايم فقط او شنيده هميشه صدايم
يه شب عاشقانه برات گريه كردم تو هرگز نديدي به لب آهه سردم
تو با بي وفايي به خاكم نشوندي منه ساده دل رو به غربت كشوندي
نمي بخشمت من ببين روزگارو ببين از جدايي چه بر سينه دارم
دوستدار هميشگي تو نويــــــــــــــــــــــد
تو را ديدم و قصه آغاز شد ديدارت قصه ايست ورفتنت قصه اي ديگر
من از پنجره ي چشمان تو را با آسمان عشق آشنا شدم
و اكنون چقدر به افقهاي خالي از وجود تو خيره شده ام
كوچه و خيابانها ترانه ي دلتنگي مرا از بر دارنند
و در گلدانها گلهاي سرخ ديدارت قصه اي به وسعت تمام
دلتنگي ها وبه رنگ اندازه ي خاكستري برف سپيد

منتظرلحظه اي هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم....عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ريزم منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم اري من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم دوستت دارم فرناز